19/9/1398
9:30
سشنبه
نمیرم بیرون. چون میترسم. از آدما میترسم، از اتفاقایی که ممکنه بیفته میترسم، از خودم! از خودم وقتی اون بیرونم میترسم. نه اینکه فک کنی میترسم یکی تفنگ دراره منو بکشه یا بندازتم تو ماشین و ببره، نه. میترسم باهام حرف بزنن. بعد یهو دیدی منم باهاشون حرف زدم. میترسم برم یه جا، بعد دوس داشته باشم بازم برم. میترسم دیگه. :/
برچسب:
نویسنده: محمد رنجبر

کلبه ارزوهام داره ویرون میشع ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: محمد رنجبر
وقتی ناراحتی
حتی با اهنگ شادم میتونی بزنی زیر گریه
و برعکـــــــــــــــــــس
برچسب:
نویسنده: محمد رنجبر
هیچ وقت فکر نمیکردم به این حال برسم کع باز بیام اینجاو شروع بع نوشتن کنم کع حالم یکم بهتر بشع نمیدونم این نوشتن چ میکنه کع این همه سبک میشم .وقتی یادم میاد به اون دختر مفنگی چ فحشای دادم از خودم خجال
برچسب:
نویسنده: محمد رنجبر

من خدا را آن موقع دیدم که کسی بدون توقع مهربانی کرد...![]()
برچسب:
نویسنده: محمد رنجبر